تبليغاتX
تالار آيينه
 
تالار آيينه
 
 
آن چه من می بینم گاهی
 

به نام خدا.

بقیه‌ش...

***

خیلی مایل بودم یک طوری بشود از پرداختن به ماهیت خود رشته اجتناب کنم. چون واقعیت تلخی‌ست که حکایت‌ش در این مجال چندان مهرورزانه! نیست. اما نشد، چه بارها خودتان را گوشه و کنار دیده‌ام که برای یکی توضیح می‌دهید که علوم مهندسی همان تلفیق مهندسی‌های دیگر است و بعد از دو ترم تعیین گرایش می‌کنیم و بعد از دو سال انتخاب رشته و چه و چه...

انتخاب اول من در فرم انتخاب رشته، همین علوم مهندسی بود. چرا که در کشور ما، جای پیوندی میان علم و صنعت خالی‌ست. این جوری انتخاب کردم که خودم بشوم عنصری از عناصر سازنده‌ی آن پیوند. که پیش‌رفت‌های علوم پایه را تزریق کنم به صنعت. و این‌ها واقعن آرمان‌های علوم مهندسی هستند. حالا من همان شخص آرمان‌گرا هستم و رشته‌ام هم همان رشته‌است. اما در فکر رفتنم. چون واقعیت بدجوری سیلی به چهره‌ی آرمانَ‌م زده. حالا به چشم می‌بینم که نیم قرن طول می‌کشد تا این رشته وسیله‌ی اهداف تعریف‌شده‌اش بشود. همین حالا خوب هیاهوی فکرتان را جمع‌وجور کنید و ببینید تواناییَ‌ش را دارید که یک نسل از نسل‌هایی باشید که می‌مانند و "اجساد"شان پله می‌شود برای صعودِ احتمالیِ نسل بعدی‌شان؟ ماندن در یک جامعه‌ی علمی ِ نیازمند با هدف ارتقاء آن جامعه کار مفیدی است، اما همیشه گوشه‌ی چشمی به ظرفیت‌‌های خودتان داشته‌باشید، شاید از مجرای دیگری بتوانید با حضور موثرتر به همان جامعه کمک کنید، بی که آینده‌ی خودتان قربانی کم‌بودهایی بشود که در صدد رفع‌ِشان بودید.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:42  توسط آیینه 

للحق.

اگه یه چراغو تو بیابون تاریک روشن کنید، شب‌پره می‌ره طرف‌ش. اما اگه هیچ شب‌پره‌ای توی بیابون نباشه که بخواد سمت نور بره، این تأثیری روی وجود یا عدم نور نداره. اون جا دیگه تصمیم با خودتونه که آیا حقیقتن نوری توی بیابون وجود داره یانه. فیزیک هم تو اون شرایط حرفی نداره.

<دکتر قلی‌زاده >

(یعنی وجود مستقل از آشکارسازیه)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 12:57  توسط آیینه  | 

بسم الله.

۱) ... به این طریق دیگر زمان آن گذشته‌است که دنیا را به دو بلوک تقسیم می‌کردیم. به دو بلوک شرق و غرب. یا کمونیست و غیرکمونیست. و گرچه هنوز ماده‌ی اول قانون اساسی اغلب حکومت‌های جهان همین خررنگ‌کن بزرگ قرن بیستم است. اما لاسی که آمریکا و روسیه دو سردم‌دار بیمعارضانگاشتهشده‌ی همان دو بلوک در قضیه‌ی کانال سوئز و کوبا با هم زدند نشان داد که اربابان دو ده مجاور به راحتی با هم سر یک میز می‌نشینند. و در دنبال‌ش قرارداد منع آزمایش‌های اتمی و دیگر قضایا. به این صورت دیگر زمان ما علاوه بر آن که زمانه‌ی مقابله‌ی طبقات فقیر و غنی در داخل مرزها نیست یا زمانه‌ی انقلاب ملی زمانه‌ی مقابله‌ی "ایسم"ها و ایده‌ئولوژی‌ها هم نیست. زیر جل هر بلوایی یا کودتایی یا شورشی در زنگبار یا سوریه یا اوروگوئه باید دید تو طئه‌ی کدام کمپانی استعمارطلب و دولت پشتیبان او نهفته است. دیگر جنگ‌های محلی زمانه‌ی ما را هم نمی‌شود جنگ عقاید مختلف جا زد. حتی به ظاهر. این روز ها هر بچه مکتبی نه تنها زیر جل جنگ دوم بین‌المللی توسعه‌طلبی صنایع مکانیزه‌ی طرفین دعوا را می‌بیند بلکه حتی در ماجرای... 

جلال آل احمد

۲) دل‌م برای رأفت چشم تو لک زده است        تذکر  نگه‌ت زخم دل نمک زده است

    بریدم و نبریدی از دم مجادله دل                 دم معاشقه در نای من کپک زده است...

بخندید. ملالی نیست. خودم هم خنده‌ام گرفت وقتی نوشتمش.

یا علی.


 |+| نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 14:30  توسط آیینه  | 
 
  بالا